ورود به انجمن
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
اطلاعات اضاقي پست ها
پيام ما: اولين نيستيم ولي بهترين خواهيم بود.
تعداد بازديد 713
نويسنده پيام
818 آفلاين
ارسال‌ها : 1089
عضويت: 13 /4 /1392
محل زندگي: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://813658.blogfa.com/
شرح حال حسين بن سعيد اهوازى
اول ـ حـسـيـن بـن سـعـيـد بـن حماد بن سعيد بن مهران مولى على بن الحسين عليه السلام الا هوازى ثقه جليل القدر.
از راويـان حـضـرت رضـا وحـضـرت جواد وهادى عليهم السلام است. اصلش از كوفه است لكـن بـا بـرادرش بـه اهـواز مـنـتـقـل شـد پـس از آن بـه قـم تـحـويـل كـرد ونـازل شـد بـر حسن بن ابان ودر قم وفات يافت رحمه اللّه. وسى كتاب تـاءليـف كـرده وبـرادرش ‍ حـسـن پـنـجاه كتاب تصنيف كرده ودر تصنيف اين سى كتاب نيز شركت كرده واين سى كتاب در ميان اصحاب معروف است به نحوى كه كتب سائرين را به آن قـيـاس ‍ مـى كـنـنـد ومـى گـويـنـد كـه فـلانـى كـتـابـهـايـش مـثـل كتب حسين بن سعيد اهوازى سى مجلد است، وحسن بن سعيد همان است كه رسانيد على بن مهزيار واسحاق بن ابراهيم خضينى را به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام وبعد از آن عـلى بـن ريان را به خدمت آن حضرت رسانيد وسبب هدايت اين سه نفر وباعث معرفت ايشان بـه مـذهـب حـق، اوبـود واز اوحـديـث شـنـيـدند وبه اومعروف شدند، همچنين عبداللّه بن محمّد حـضـيـنـى را بـه خدمت آن حضرت دلالت نمود، واحمد پسر حسين ملقب به (دندان)، مرمى به غلواست ودر قم وفات كرده.(1)

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:45
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 1 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

شرح حال خيران خادم
دوم ـ خـيـران الخـادم مـولى الرضـا عـليـه السـلام ثـقـه جليل القدر.
از اصـحـاب ابـوالحـسـن الثـالث عـليـه السـلام اسـت بـلكـه در (مـنـتـهـى المـقـال) است كه اواز اصحاب حضرت رضا وجواد وهادى عليهم السلام و از مستودعين اسـرار ايـشان است واوهمان است كه در سفر حج در مدينه شرفياب خدمت حضرت جواد عليه السلام شد در حالى كه آن جناب بالاى دكه نشسته بود چنان هيبت ودهشت از آن حضرت نمود كـه مـلتـفت پله دكه نشد مى خواست بدون درجه بالارود وآن جناب اشاره فرمود كه از پله بـالابـيـا، بـالارفـت وسـلام كرد و دست آن حضرترا بوسيد وبر روماليد ونشست ومدتى دست آن حضرت را گرفته بود به جهت آن دهشتى كه داشت تا دهشتش تمام شد آن وقت دست آن حضرت را رها كرد پس عرض كرد كه مولاى شما ريان بن شبيب خدمت شما سلام رسانيد و التـمـاس كـرد كـه دعـا بـراى اووفرزندش بنماييد، حضرت براى اودعا كرد اما براى فـرزنـدش دعـا نـنـمـود الخ (2) واز بعض روايات معلوم مى شود كه خيران وكيل آن حضرت بوده ودر ذيل روايتى است كه به اوفرمودند:
(اِعـْمـَلْ فـى ذلِكَ بِرَاءْيِكَ فَاِنَّ رَاءْيَكَ رَاءْيى وَ مَنْ اَطاعَكَ اَطاعَنى).(3)
و(خـيران) را مسايلى است كه آنها را از آن حضرت واز حضرت هادى عليه السلام روايـت نـموده واين خيران همان است كه در اوقات علت (بيمارى) حضرت جواد عليه السلام بـراى خـدمـت مـلازم بـاب آن حـضـرت بـود، وقـتـى رسول از جانب حضرت جواد عليه السلام آمد به نزد اووفرمود كه مولاى تويعنى حضرت جواد عليه السلام سلام بر تومى رساند ومى فرمايد كه من از دنيا مى گذرم، وامر امامت مـى گـردد به سوى پسرم على واز براى اواست بر گردن شما بعد از من آنچه از براى مـن بود بر شما بعد از پدرم واين حديثى است مشهور در باب نص بر حضرت هادى عليه السـلام.(4) ودر آن اسـت قـضـيـه معروفه احمد بن محمّد بن عيسى با خيران واين خيران پدر خيرانى است.

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:45
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 2 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

شرح حال ابوهاشم جعفرى
سـوم ـ ابـوهاشم الجعفرى داود بن القاسم بن اسحاق بن عبداللّه بن جعفر بن ابى طالب رضى اللّه عنه ثقة جليل الشاءن.
خـيـلى عـظـيم القدر وبزرگ منزلت است نزد ائمه عليهم السلام واز حضرت امام رضا تا امـام زمـان حـضـرت صاحب الا مر عليهم السلام را درك كرده واز همگى روايت كرده وسيد بن طاوس اورا از وكلاء ناحيه مقدسه شمرده واز براى اوست اخبار و مسايلى واشعار نيكودر حق ائمـه عـليـهـم السـلام. وابـن عياش كتابى در اخبار ابوهاشم نوشته كه شيخ طبرسى در (إ عـلام الورى) از آن نـقـل مـى كـنـد (5) ودر ذكر معجزات حضرت عـسـكـرى عـليـه السـلام بـيـايـد چـنـد خـبر از آن. وفات كرد در سنه دويست وشصت ويك. مـسـعودى فرموده كه قبر شريفش مشهور است وظاهرا مزارش در بغداد باشد چه آن جناب از اهـل بـغـداد ومـتـوطـن در آنـجـا بـوده ومـردى صـاحـب ورع وزهـد ونـسـك وعـلم وعـقـل وكـثـيـرالروايـه بـود ودر آن زمـان بـه عـلونـسـب اودر مـيـان آل ابـى طـالب كـسـى نـبـوده. پـدرش قـاسـم، امـيـر يـمـن و مـردى جـليـل بـوده ومـادر قـاسـم ام حـكيم دختر قاسم بن محمّد بن ابى بكر است. پس ‍ قاسم بن اسحاق پسرخاله حضرت صادق عليه السلام مى شود وبرادرزاده ابوهاشم محمّد بن جعفر بن قاسم زوج فاطمه بنت الرضا عليه السلام است.(6)

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 3 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

شرح حال حضرت شاه عبدالعظيم عليه السلام
چـهـارم ـ حـضـرت عـبـدالعظيم بن عبداللّه بن على بن الحسن بن زيد بن الحسن بن على بن ابى طالب عليهم السلام است.
كـه از اكابر محدثين واعاظم علما وزهاد وعباد وصاحب ورع وتقوى است واز اصحاب حضرت جواد وهادى عليهم السلام است ونهايت توسل وانقطاع به خدمت ايشان داشته واحاديث بسيار از ايشان روايت كرده ومن در ذكر اولاد حضرت امام حسن عليه السلام از اين كتاب [(منتهى الا مـال) ] و(مـفـاتـيـح الجـنـان) مـخـتـصـرى از حـال آن جـنـاب را نـگـاشـتـم ودر ايـنـجـا اكـتـفـا مـى كـنـيـم بـه هـمـان حـديـثـى كـه مشتمل است بر عرضه كردن دينش را بر امام زمانش حضرت هادى عليه السلام.
شيخ صدوق وغير اوروايت كرده اند از جناب عبدالعظيم كه فرمود: وارد شدم بر آقاى خودم حـضـرت امـام عـلى نـقـى عـليـه السـلام چـون آن حـضـرت مـرا ديد فرمود: مرحبا به تواى ابوالقاسم! توولى ما هستى از روى حقيقت. پس عرض كردم خدمت آن جناب كه اى فرزند رسـول اللّه صـلى اللّه عـليـه وآله وسلم من مى خواهم كه دين خود را بر شما عرضه دارم پـس هـرگـاه مـرضـى وپـسـنـديـده اسـت بـر آن ثـابـت بـمـانـم تـا خـداونـد عـز وجـل را مـلاقـات كنم، فرمود بياور اى ابوالقاسم يعنى عرضه كن دين خود را. گفتم: من مـى گـويـم: كـه خـداونـد تـبـارك وتـعـالى واحـد اسـت ومـثـلى بـراى اونـيـسـت واز حـد بطال وحد تشبيه خارج است وجسم وصورت وعرض وجوهر نيست بلكه پديد آوردنده اجسام وصـورتـها وخلق كننده عرضها وجوهرها است و پروردگار ومالك هر چيزى است وهر چيزى را جـعـل واحـداث كـرده، ومـى گـويـم مـن: كـه مـحـمـّد صـلى اللّه عـليـه وآله وسـلم بـنـده ورسول اووخاتم پيغمبران است و بعد از اوپيغمبرى نخواهد بود تا روز قيامت وشريعت آن حـضـرت آخـر همه شرايع است وشريعتى نيست بعد از آن تا روز قيامت ومى گويم من: كه امام وخليفه وولى امر بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلم اميرالمؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام است وبعد از آن، حضرت حسن بعد از آن، حسين، بعد على بن الحسين، بـعـد مـحـمّد بن على، بعد جعفر بن محمّد، بعد موسى بن جعفر، بعد على بن موسى، بعد مـحـمـّد بـن عـلى عـليـهم السلام. بعد از اين بزرگوران تويى اى مولاى من. پس امام على نـقـى عليه السلام به جناب عبدالعظيم فرمود: بعد از من، حسن پسر من است، پس چگونه بـاشـد مـردم در زمان خلف بعد از او، گفتم: وچگونه است اين اى مولاى من؟ فرمود: براى ايـنـكـه ديـده نـمـى شـود شخص اووحلال نباشد بر زبان آوردن نام او تا آنكه خروج كند وپـر كـند زمين را از عدل وداد همچنان كه پر شده باشد از جور و ظلم. گفتم: اقرار كردم يـعـنـى بـه امـامـت حـضـرت حـسـن عـسـكـرى وخـلف آن حـضـرت قائل شدم، پس گفتم: ومى گويم دوست اين بزرگواران، دوست خدا است ودشمن ايشان، دشمن خدا است واطاعت ايشان، اطاعت خدا است ومعصيت ايشان، معصيت خدا است ومى گويم: كه معراج حق است وسؤ ال در قبر حق است و بهشت حق است ودوزخ حق است وصراط حق است وميزان حـق اسـت وآنـكـه قـيامت آمدنى است وشكى در آن نيست وخداوند زنده مى كند وانگيخته مى كند كـسـانى را كه در قرها جا دارند ومى گويم كه فرايض واجبه بعد از ولايت يعنى دوستى خـدا ورسـول وائمـه عـليـهـم السـلام نـمـاز است وزكات وروزه وحج وجهاد و امر به معروف ونهى از منكر است.
پس حضرت امام على نقى عليه السلام فرمود: اى ابوالقاسم! اين است به خدا سوگند! دين خدا كه پسنديده است آن را براى بندگانش، ثابت بمان بر همين اعتقاد، خداوند ثابت دارد تورا به قول ثابت در حيات دنيا ودر آخرت. (7)

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 4 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

شرح حال على بن جعفر هميناوى
پنجم ـ على بن جعفر هميناوى (8)
وكـيـل حـضـرت هـادى عـليـه السـلام وثـقـه بـوده، در امـر اوسـعـايـت كـردنـد بـه نـزد مـتـوكـل، مـتـوكـل امر كرد اورا حبس كردند واراده كشتن اورا داشت، اين خبر به على بن جعفر رسـيـد از مـحـبـس نـوشـت بـراى حـضـرت هـادى عـليـه السـلام كـه شـمـا را بـه خـدا در حـال مـن نـظـرى فـرما به خدا قسم مى ترسم شك كنم. حضرت وعده فرمود كه دعا خواهم كـرد بـراى تـودر شـب جـمـعـه، پـس آن حـضـرت دعـا كـرد، صـبـح آن روز مـتـوكـل تب كرد و تب اوشدت كرد تا روز دوشنبه كه بانگ وشيون براى اوبلند شد پس مر كرد كه زندانيان را يك يك رها كنند وخصوص آن را بعينه ذكر كرد اورا رها كنند واز او اسـتـحـلال جـويـنـد پـس رهـا شـد وبـه امـر آن حـضـرت بـه مـكـه رفـت ومـجاور آنجا شد و متوكل مرضش بهبودى حاصل كرد.(9)

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 5 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

شرح حال ابن سكيت اهوازى
ششم ـ ابن السكّيت يعقوب بن اسحاق اهوازى شيعى:
يـكى از ائمه لغت وحامل لواء علم عربيت وادب وشعر وصاحب اصلاحك المنطق واز خواص امام مـحـمـّد تـقـى وامـام عـلى نـقـى عـليـه السـلام اسـت وثـقـه وجـليـل اسـت ودر سـنـه دويـسـت وچـهـل وچـهـار مـتـوكـل اورا بـه قـتـل رسـانـيـد. وسـبـبـش آن بـود كـه اورا مـؤ دب اولاد متوكل بود، روزى متوكل از وى پرسيد كه دوپسر من معتزّ و مؤ يد نزد توبهتر است يا حسن وحـسـيـن؟ ابـن السـكـّيـت شـروع كـرد بـه نـقـل فـضـايـل حـسـنـيـن عـليـهـمـا السـلام، متوكل امر كرد به غلامان ترك خود تا اورا در زير پاى خود افكندند وشكمش را بماليدند پـس اورا بـه خـانـه اش بـردنـد. در فـرداى آن روز وفـات كـرد، وبـه قـولى در جـواب مـتـوكـل گـفـت كـه قـنـبـر خـادم عـلى عـليـه السـلام بـهـتـر اسـت از تـو ودوپـسـران تـو، متوكل امر كرد تا زبانش را از قفايش بيرون كشيدند، واورا ابن السكيت مى گفتند به جهت كثرت سكوت او.(10)
وَ مِنَ الْغَريبِ اِنَّهُ وَقَعَ فيما حَذَّرَهُ مِنْ عَثَراتِ اللِّسانِ بِقَوْلِهِ قَبْلَ ذلِكَ بِيَسِيرٍ:
يُصابُ الْفَتى مِنْ عَثْرَةٍ بِلِسانِهِ


وَ لَيْسَ يُصابُ الْمَرْءُ مِنْ عَثْرِةِ الرِّجْل
فَعَثْرَتُهُ فِى الْقَوْلِ تَذْهِبُ رَاءْسَهُ


وَ عَْثرَتُهُ فِى الرِّجْلِ تَبْرَءُ عَنْ مَهْلٍ(11)

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
818 آفلاین
ارسال‌ها : 1089
عضویت: 13 /4 /1392
محل زندگی: شیراز
تشکرها : 465
تشکر شده : 141
وب من : http://http://813658.blogfa.com/

پاسخ 6 : در بیان شرح حال چند تن از بزرگان اصحاب امام هادی (عليه السلام)

---------------------------------
1-(رجال كشى) ص 827، (مجالس المؤ منين) 1/423.
2-(مـنـتـهـى المـقـال) ص 128، (تـنـقـيـح المقال) 1/405، چاپ سه جلدى.
3-(رجال كشى) 2
4-(الكافى) 1/324.
5-(إ علام الورى) 2/136.
6-ر.ك: (تنقيح المقال) 1/412 ـ 413.
7-(اءمالى) شيخ صدوق، ص 419، مجلس 54، حديث 557.
8-قريه اى است از قراى سواد بغداد.
9-(تنقيح المقال) 2/271.
10-(تـنـقيح المقال) 3/329 ـ 330، چاپ سه جلدى. علامه مامقانى تـصـريـح كـرده كـه اسـم ابـن سـكـيـت، (يعقوب) بوده. لذا آنچه در بعضى از چاپهاى منتهى الا مال (ابن سكيت بن يعقوب) آمده اشتباه از كاتب بوده كه اورا پسر يـعـقوب نوشته چرا كه شيخ عباس قمى در سفينة البحار تصريح كرده كه هوابويوسف يـعـقـوب بـن اسـحـاق اسـت. ر.ك: (سـفـيـنـة البـحـار) ذيل كلمه سكت.
11-(رجال علامه حلى) ص 186.
-----------------------------
کتاب منتهی الآمال
مرحوم شيخ عباس قمي

شنبه 12 مرداد 1392 - 06:47
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ
برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :